محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
240
اكسير اعظم ( فارسى )
ورق كنند و در ديگ سنگين انداخته قدرى گلاب چكانند و سر ديگ پوشيده زير او آتش ملائم كنند . و چون آب بگدازد و در ظرفى صاف كرده بگيرند و گوشت را با زبر آتش گذارند و هر قدر كه آب برآيد آن را صاف كنند و گوشت را بيفشارند تا هيچ ترى در گوشت نماند پس اين آب را باز در پاتيله انداخته بجوشانند تا پختهتر گردد و قدرى نمك در گشنيز آميخته استعمال نمايند و چيزى كه اشتهاى آن كند از آن منع نكنند و روايح خوشبو مثل صندل و گلاب و كافور پيش او دارند و به قطعهء صندل و عود خام و كافور بور سازند قميص او به صندل و گلاب و كافور رنگين سازند و در مسكن رياحين مثل شاهسفرم و نيلوفر و گل سرخ و گلهاى فواكه و بيد فرش نمايند . و اگر فصل گرما باشد حوالى او ظروف پر از آب سرد و لخاخ خوشبو نهند و مسكن او چنان بايد كه در آن باد شمالى آيد و گاهى بر چهرهء او گلاب سرد كرده بپاشند و با اين حالت تدبيرى كه سبيل او باشد استعمال نمايند زيرا كه از آن اندك مدت حيات او دراز خواهد شد و موت به سوى آن سرعت نخواهد كرد ان شاء الله تعالى . [ شيخ الرئيس ] شيخ الرئيس مىفرمايد كه علاج دق تبريد و ترطيب است و هر واحد از اين هر دو تمام مىشود بتقريب اسباب او در رفع اسباب ضد او يعنى تسخين و تجفيف و گاهى سبب يكى از آن هر دو سبب ضد ديگر مىشود مثل سبب تبريد كه آن گاهى سبب تجفيف مىگردد و آن فصد ترطيب است مانند تبريد به اقراص كافور و طباشير و امثال آن و امثال آن . و ايضاً گاهى سبب ترطيب به سبب تسخين مىشود و آن ضد تبريدست همچون شراب كه آن ترطيب مىكند ليكن تسخين نيز مىنمايد پس لازم است كه رعايت اين امور نمايند . و هرگاه حاجت به تبريد قوى داعى باشد و آن يبس بود همراه آن يا پيش يا پس از آن چيزى كه در آن قوت ترطيب باشد مثل ماء الشعير و شيره خرفه و لعاب اسپغول و مانند آن دهند و همچنين اگر حاجت بترطيب قوى سريع افتد مثل ماء اللحم و شراب لازم است كه با وى يا پيش يا عقب آن چيزى كه در آن قوت تبريد باشد مثل شربت نيلوفر و بنفشه همراه تخم خرفه و تخم خيارين بدهند . و اگر سبب دق ورم يا الم در عضوى باشد علاج او اولًا واجب بود هركه خواهد كه تبريد او از فنون مختلفه مثل ترطيب و تقويت تركيب دهد موافق بود كسى را كه تب بسيار اشتداد نمايد پس واجب است كه ابتدا نمايند و اقراص كافور و مانند آن در سكنجبين وقت سحر بدهند اگر سرفه نباشد و هنگام طلوع آفتاب ماء الشعير دهند با سرطانات اگر از آن كراهت نكند يا با جلاب يا به آب انار و نزد خواب لعاب اسپغول اگر ضعف معده و غير آن مانع نباشد و تدبير مبرد همان است كه معلوم شده از اشربهء مبرده مثل شربت نيلوفر و بنفشه و انار و صندل و از بقول مثل كاهو و خرفه و كاسنى و از اقراص مثل قرص كافور و از اضمدهء مبرده مثل صندل و گل ارمنى به آب برگ كاسنى و كاهو و خرفه و مروخات از موم و روغن بنفشه و آبهاى سرد و مانند آن و تبريد هواى او حتى كه در سرما . و اگر احتمال آن نكند به سبب ضعف مزاج پوشش خفيف بر آن كنند زيرا كه بتبريد هواى او بهترين اشيا است و مثل پوشانيدن لباس كه به صندل و كافور رنگين و بويا كرده باشند و اشمام چيزى كه در آن گل سرخ و كافور و صندل باشد و فواكه بارده و ريحان بر آن گلاب پاشيده و بتبخير به عرق و حمام كنند و لازم است كه وضع اضمدهء بسيار سر در ابر اعضاى قريب از اعضاى تنفس طول ندهند كه گاهى او بنفس و آواز ضرر عظيم رساند و واجب است كه مريض براحت و خواب و سكون و فرحت ميل كند و از آنچه غضب و حزن و غم آرد و از جوع و عطش طويل اجتناب نمايد و برايشان واجب بود كه اضمدهء مبردهء خوشبو استعمال كنند كه آن حاضر النفعاند و خصوصاً بر سينه و قريب او و سرد كرده باشند و در آن قبض نباشد زيرا كه قبض با وجود احداث تجفيف قوت دوا را از غوص منع مىكند و بايد كه مدام تبديل او نمايند تا دوا گرم نگردد و بدن و قلب را نسازد با مراعات شدت تبريد او زيرا كه اگر سرد بسيار كنند بعيد نيست كه عضو ضعيف كند . و چون قريب اعضاى تنفس باشد بعيد نباشد كه حجاب و غيره را تخدير نمايند و از اخراج نفس به سهولت منع نمايد و تدبير طب منجملهء آن اغذيهء لينه و فاكهيه است و آبزنات و مراخات و ضمادات و نشوقات و سعوطات و راحت و سكون و عدم هجوم گرسنگى يا تشنگى بر مريض . ذكر ادويهء مبرده براى مدقوقين كه مبرد صرف باشند يا با ترطيب : اما مرطبه از آنها پس جميع آن غذائيه است تا آن كه بر آن غذائيت غالب باشد مثل ماء الشعير مطبوخ بسرطانات از جهت سرطانات و بايد كه دست و پاى آنها بكنند و دمها و آلايش آن دور كرده به آب سرد و نمك و خاكستر سه مرتبه يا زياده بشوند تا پاك و صاف از بوى بد گردد بعده در ماء الشعير بپزند و مثل دوغ گاو رقيق همچون آب و مثل آبهاى بقول مذكور در علاج حميات حاده و مثل لعاب اسپغول و اما در سركه به تجفيف شديد و قوت تحليل است پس واجب است كه به چيزى كه مقاومت هر دو خصلت يعنى تجفيف و قوت تحليل نمايد مثل آميختن او به آب بسيار با بعضى مرطبات ملينه چون لعابات بنوشند و در شير خر شك كردهاند كه با وجود ترطيب او مبرد باشد حتى كه قوى تبريد او را فضيلت بر تبريد دوغ گاو دادهاند ليكن آن كسى را موافق بود كه او را بجز تب دق ديگر نباشد و ماده و خلطى مهيا به عفونت نبود و لازم است كه از بستن شير در معده حذر كنند و آنچه منع بستن آن كند شكر است . و چون خوف حدوث عفونت از شير گردد اسهال برفق نمايند . و اگر خوف تسخين شود چند روز ترك نمايند و در آن ايام معالجه بقرص كافور و طباشير و آب فواكه مثل آب انار و سيب كنند بعده اعادهء شير كنند . و اما ادويهء مبرده كه در آن ترطيب نيست مثل اقراص معلومه اعنى قرص كافور و قرص بسد بارد . و مثل اين قرص طباشير است